سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

درباره ی شبهه افکنی علیه محافل حسینی

 

*می‌گویند چرا اینقدر برای مجالس حسینی هزینه می‌شود و چرا این پولها صرف اطعام نیازمندان نمی‌شود؟

طرح این شبهه بی‌گمان از روی دلسوزی برای فقرا نیست بلکه با غرضِ تضعیف شکوه و عظمت محافل حسینی و فرهنگ کربلایی است، هرچند برخی افراد که در انتشار این شبهات سهیم هستند از لایه‌های عمیق و اهداف و نیات شبهه‌پردازان بی‌خبرند و از روی ناآگاهی آن را گسترش می‌دهند، اما طراحان اصلی، بی‌شک در زمین وهابیت کثیف و آل‌سقوط و داعش بازی می‌کنند؛ آنان که بیشترین مقاومت و صدمه را از جانب فرهنگ عاشورایی دیده‌اند و پی به قدرت بی‌کرانش برده‌اند به هر حیله‌ای سعی در تضعیف آن دارند.
طیف شبه‌روشنفکر هم این‌طور مواقع حس انسان‌دوستی‌شان گل می‌کند و خواسته و ناخواسته در نقش آتش بیار معرکه، بلندگوی معاندان می‌شوند، اما سوال اینجاست که چرا فقط وقتی پای هزینه کردن برای دستگاه اهل بیت می‌شود حس نوع‌دوستی این جماعت گل می‌کند؟

چرا هیچ‌کس از پولهایی که صرف شرکت در کنسرت‌های رنگارنگ می‌شود یا هزینه‌های میلیاردی که توسط شرکت‌های دولتی صرف بازیکنان ومربیان فوتبال می‌شود یا دلارهای فراوانی که برای تورهای عیش و نوش از کشور خارج می‌شود، حرفی نمی‌زند؟
چرا وقتی مصرف لوازم آرایشی و آمار عمل جراحی زیبایی رکورد جهانی می‌زند یا برای هزینه‌ی ماشین‌های گران‌قیمت که صرف "دور دور" و خوش گذرانی می‌شود یا برای هزینه‌های فراوان دیگر که نشانِ اسراف و تجمل و ریخت و پاش واشرافی‌گری است و هیچ اثر سازنده‌ای ندارد، صدای این جماعت شبه‌روشنفکر در نمی‌آید و به یاد نیازمندان نمی‌افتند؟ شاید منافع آنها با همین چیزها گره خورده است و سر در همین سفره دارند و به صرف‌شان نیست که حس انسان‌دوستی‌شان گل کند؟!

آنان که در نبرد رویاروی با فرهنگ سرخ تشیّع توان هم‌آوردی ندارند با جنگ نرم و با شبهه‌پردازی درباره مجالس عاشورایی به خیال خام خود، درصدد جدا کردن نسل جوان از دامان حضرت حسین هستند؛ هر روز به یک حیله‌ای؛ یک روز با بزرگ‌نمایی هدایایی که به مداح و سخنران داده می‌شود، روز بعد با ایجاد فرقه‌ی تشیّع انگلیسی و ترسیم چهره‌ای نامعقول از فرهنگ عاشورا و روز بعد با شبهه‌ی پرداخت پول به فقرا به جای هزینه کردن در مجالس آل‌الله و حسینیه‌ها و تکایا و مساجد و هیئات و‌...
چشمی که به روی این همه زیبایی و سازندگیِ فرهنگ اهل‌بیت بسته است و در این میان تنها چند نقطه‌ی نازیبا که اصلا قابل تعمیم ‌نیستند را (از فلان مداح و فلان سبک و...) با ذره‌بین جستجو می‌کند تا بزرگ‌نمایی و شبهه‌پراکنی کند را چگونه می‌توان بیدار کرد؟

کیست که با محافل عاشورایی مانوس باشد و اثرات سازنده‌ی فراوان آن را انکار کند؟ برکاتی که به واسطه‌ی هزینه کردن برای دستگاه سیدالشهداء در اموال و احوال و زندگی بانیان حاصل می‌شود و روایات حاکی از آن را مگر می‌شود نادیده گرفت؟
مگر می‌شود شیعیانِ مردی که در کنار زخم‌های شمشیر، جراحتِ حمل شبانه‌ی توشه برای فقرا بر دوشش نقش بسته است نسبت به ایتام و نیازمندان بی‌تفاوت باشند؟ این مکتب، بهترین خیّرها را می‌پروراند که همچون اربابشان خالصانه و بی‌سروصدا می‌بخشند و اهل انسان دوستی واقعی و ایثار و همیاری و تکریم هستند.

خرج کردن برای فرهنگ حسینی، هزینه نیست بلکه بهترین سرمایه‌گذاری فرهنگی است، که بازدهی فراوان و دستاوردهای بی نظیری دارد؛ 8سال دفاع مقدس و مقاومت گسترده‌ی مردمی در برابر بزرگترین قدرتهای سلطه‌گر در طول این سالیان، یکی از برکات آن است، ایستادن در برابر تهاجم فرهنگی و هجوم سهمگین سبک زندگی غربی و فرهنگِ دنیاپرستی حاصل از آن، یکی از برکات فرهنگ حسینی و مجالس محرم و صفر است.

مگر اطعامِ جان عطشان جوانان از معنویتِ حسینی و سیراب شدن آنان از فرهنگ ایثار و جوانمردی و رشادت که حاصلش پرورش انسان‌هایی در تراز شهیدان فهمیده و همت و همدانی است ارزش کمتری از اطعام جسم نیازمندان دارد؟ ومگر نه این است که غایت خلقت عالم، پرورش انسان‌هایی چنین است؟
 مگر حفظ و تقویت امنیت و معنویت و عزت عمومی که محصول فرهنگ کربلاست، دستاورد کم و کوچکی است؟ اینها با کدام ترازوی مادی قابل سنجش است؟
میزان مبالغی که برای تقابل با این فرهنگ از طریق جنگ سخت و نرم و ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای و مجازی و فرقه‌سازی و داعش‌سازی صرف می‌شود چندین برابر اینهاست؟
در چنین شرایطی ایجاد این حجم همدلی حول محبت "امامِ حق" و تولید انبوه سرمایه اجتماعی ناب و ارزشی با چه حساب و کتابی قابل سنجش است؟

اما سخن پایانی ما به این جماعت شبهه‌افکن:

حسین علیه السلام برای هدایت مردم و عزت شیعیانش، جان و همه‌ی اهل و عیال و داشته هایش را فدا کرد... اهدای مال که سهل است افتخار و آرزوی ما فدا کردن جان و زندگی‌مان به پای  مکتب عاشوراست. ان شاءالله

***

مهدی عسگری

محرم/مهر95

کانال رویش: rouyesh1@  در تلگرام





دن کیشوت بازیهای علی مطهری


حالا دیگر بیان حرف های خارج از قاعده و غیرعادی توسط علی مطهری به یک امر عادی تبدیل شده است؛ سخن‌پراکنی های سطحی و کم‌اثر که دیگر چندان هم جدی گرفته نمی‌شود!

وی ظاهرا همچون "دُن کیشوت" به خیال خودش می‌خواهد چهره‌ای "خاص، قهرمان‌گونه و ماجراجو" از خود به نمایش گذارد هرچند _همانند شخصیت اول در نسخه‌ی اصلی داستان_ فاقد مختصات لازم برای چنین نقشی است و طنزها و تناقض‌های زیادی در این میان به وجود می‌آید.

اگرچه سخنانِ پرتابی و نمایشی وی چندان حائز اهمیت نیست اما سخنِ قبیح وی درباره‌ی "نفی حریمِ امام رئوف و مهربان‌مان" قابل گذشت و چشم‌پوشی نیست.

چگونه ممکن است آقازاده‌ای که از فضل پدر به جایگاهی رسیده، به عنوان نماینده مردم از "مصونیت" برخوردار باشد، اما امام معصوم ما که صاحب ولایت الهی است و حرمش "قطعه‌ای از بهشت بر روی زمین" است فاقد حریم  باشد؟

یادمان هست که علی مطهری به عنوان نماینده مجلس طرحی را برای انحصاری کردن مادام العمر حق انتشار آثار استادمطهری به مجلس ‌داد تا به بهانه‌‌ی ایجاد حریم معنوی و عدم تحریف آثار استاد، حقوق مادی انتشارات صدرا تضمین ‌شود؛
چگونه است که برای آثار استادِشهید و حقوق مادی ناشی از آن، حریم قائلید ولی برای حضرت "شمس‌الشموس" خیر؟!

می‌دانیم که آثار تاریخی به جهات "منظری، فنی و کیفی" دارای حریم هستند و باید بافت معماری، فرهنگی و بصری اطراف‌شان همسو و متناسب با ویژگی‌ها و اهمیت آن اثر حفظ و مراقبت شود؛
 حال چگونه ممکن است شهر "مشهد الرضا" که اساساً حول محور امام معصوم پایه‌ریزی شده و ایران را به پایگاه اصلی تشیّع تبدیل کرده است فاقد حریم باشد؟

آیا بافت فرهنگی و معنوی شهرِ زیارت و معنویت به عنوان پایتخت فرهنگی و پایگاه تشیّع، نباید مورد مراقبت قرار گرفته و برنامه های فرهنگی متناسب با سپهرِ معنوی و "محیط زیستِ فرهنگی" آن طراحی و اجرا شود؟ درک این قواعد _برای صاحبان خرد و انصاف_ روشن‌تر از آن به نظر می‌رسد که نیاز به شرح و بسط داشته باشد.



پی نوشت:
رحمت الهی بر معلم شهید مرتضی مطهری که عمرش را در حفاظت از حریم فرهنگ اهل بیت علیهم السلام و معارف الهی صرف کرد.

 

مهدی عسگری

شهریور95

 کانال رویش:

@rouyesh1





رکورد حقوق و رکود...

رکورد حقوق مال ما؛  رکود نجومی مال شما!


یعنی تو این دولت یه مدیر با این کهولت سن و خستگی و فرسودگی، حق گرفتن ده ها میلیون حقوق رو نداره؟! اونم مدیرانی که از بدو خلقت مدیر زاده شدن مدیر زندگی کردن و مدیر می میرن... آخه اینم شد زندگی؟! خوب پس فکر کردید که ما واس چی مدیر شدیم؟ نه سختی کار می گیریم نه بازنشسته می شیم نه میز ما رو رها می کنه، نه مشکلات مملکت دست از سرمون بر می داره، نه بیکاری و رکود می زارن راحت به بساطمون برسیم...

خوب ما مدیریم؛ دیر میایم و زود می ریم واسه اینکه مشغله مون زیاده، باس به کارای حاشیه ای هم رسیدگی کنیم؛ اونم با این سن و سال مگه چند ساعت در روز می تونیم کار مفید داشته باشیم؟ چرا حرمت مدیران رو نگه نمی دارید؟ چرا تو بساط ما سرک می کشید؟! مگه بیت الحال به شما چه دخلی داره؟ فکر کردید اگه یه سری ازین مدیران نبودن چی می شد؟ نه واقعا فکر کردید... کی می خواست بیت المال رو جارو کنه؟ ما یه مشت جاروکشیم! اصلا حق شما همونه که قبلا گفتیم باس مدیر از خارج وارد کنیم تا قدر ما رو بدونید نه اینکه ما کار بلد نباشیما، ولی آخه کاری نیست که ما بتونیم انجامش بدیم همینه که بی کاری زیاد شده به ما هم سرایت کرده! اما وقتی مدیر از خارج وارد کردیم اونوقت دیگه "نظام پرداخت هماهنگ به مدیران" بر مبنای دلار شکل می گیره و این چند صد میلیون به چشم کسی نمیاد... درسته که ما نمی تونیم به دلار کار کنیم ولی به دلار که می تونیم خرج کنیم!

بعدشم هیچ فکر کردید که چرا گفتیم مدیر باید وارد کنیم؟ آخه نسل ما مدیرای کارکشته که کشته ی کار و مدیریتیم دیگه داره منقرض میشه، زاد و ولد و کارآمدی هم که نداریم، نسل جوان هم که به برکت مدیریت زیبای ما اغلب بیکارن و جایی واسه حضورشون تو این حلقه ی تنگ و بسته نیست، خوب تو همه ی دنیا واسه نسل های در حال انقراض هزینه ی زیادی می کنن تا بتونن اونها رو حفظ کنن شما تصور کنید برای حفظ و سرپا نگه داشتن یه مدیر دیرپا چقدر هزینه باید کرد؟ فکر کردید به همین راحتیاس؟ نه داداش من...

در ثالث با این عملکرد درخشان و گشایش هایی که تو دوران "تدبیر و تشکر" دچارش شدیم، آفتاب دولت ما هم مثل آفتاب برجام، تو شیش و بش دمیدن، دچار بازی گرگ و میش شده و بر لب بوم دنیا، دنبال دیدن دم کدخداست، این کدخدایی هم که ما دیدیم اگه دمش فلج نکنه فرجی هم نمی کنه، با این حساب دیگه بساطمون رو باس یواش یواش جمع کنیم؛ خوب شما بگید که تو این فرصت کوتاه چجوری باس بار و بندیل رو ببندیم و خودمون رو بیمه کنیم؟

چهارمن ما فقط تو حقوق رکورد نزدیم، تو "رکود" هم رکورد زدیم، هیچ دقت کردید تورم چرا یه رقمی شد؟ چون دیگه معامله رو بلکل خوابوندیمش، خوب وقتی ورم معامله خوابید تورم هم می خوابه، اصلا دسته جمع می خوابیم! به همین سادگی! اونوقت میگن دستاورد های ما چی بوده؟ خوب اگه حقوق نجومی می گیریم رکود رو هم به کهکشون رسوندیم... بعدشم حق مدیریت بالاخره باس با کارایی مدیران یه نسبتی داشته باشه؛ یعنی تعادل بین "رکورد" حقوق مدیران با "رکود" اقتصادی!

مهدی عسگری

تیر95
لینک عضویت در کانال رویش:

   https://telegram.me/joinchat/A6RYlzupjCvlhtWSiY3LBQ





مسابقه ما و اقتصاد مقاومتی



فراخوان ایده

اندیشگاه رویش در راستای هم اندیشی و ایجاد مشارکت همگانی برای تحقق شعار سال 95؛
"اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل"
مسابقه ی "ما و اقتصاد مقاومتی" را برگزار می کند:



*سهم من به عنوان یک ایرانی در تحقق اقتصاد مقاومتی چیست؟

به بهترین ایده ها جوایز نقدی تا سقف 3 میلیون ریال تقدیم می شود.


_ شرایط و نکات دارای ترجیح برای ارسال ایده:

1.  ایده ها جنبه کاربردی داشته و ترجیحا از جنس اقدام و عمل باشد.
2.  دارای قابلیت فراگیری و تعمیم حداکثری باشد.
3.  ایده ها و جواب ها با توجه به شرایط کنونی کشور بوده و در راستای رهنمودهای رهبر حکیم انقلاب در حوزه اقتصاد مقاومتی باشد.
4.  تولید ایده به لحاظ محتوا و کمّ و کیف آزاد می باشد، درعین حال برای ایده پردازی می توانید به محورهای  ذیل توجه کنید:

   _ فرهنگ سازی در حوزه اقتصاد
   _ فعال سازی ظرفیت های مردمی
   _ خانواده و اقتصاد
   _ اصلاح الگوی مصرف
   _ اثرگذاری تک تک افراد در پیشرفت اقتصادی



* لطفا جواب های خود را در قالب زیر ارسال بفرمایید:

الف) عنوان ایده
ب) تشریح آن به صورت مختصر و مفید و گویا،
ج)  مشخصات  خود (نام و نام خانوادگی، سن، تحصیلات و شماره تماس)


_ ارسال ایده از طریق پست الکترونیک:
rouyesh.ir@chmail.ir

مهلت ارسال: تا 20فروردین 95

* به زودی نکات کوتاهی درباب اقتصاد مقاومتی در کانال رویش منتشر می شود.

لطفا در امر اطلاع رسانی سهیم شوید.


*لینک عضویت در کانال رویش:

rouyesh1@





بهارانه

 

سلام بر تو ای حضرت بهار 2

 

بهار که می آید سلام می کند به زمین و اهالی اش با قطرات باران، همین بهار طبیعت را می گویم همین که فصلی است که زمان را تحویل می کند و زمین را متحول، همین که خانه ها را می تکاند و روابط مان را حالی به حالی می کند، همین بهار که برای خودش آیه ها و اعجازهایی دارد؛ بهار که می آید چقدر زیبایی با خودش می آورد چقدر همه چیز تازه و نو به نو می شود؛

هوا متعادل، زمین زنده، آسمان پاک، درختان سرسبز، گلها پرشکوفه، کوه و دشت رنگارنگ و زیبا... خانه ها پاکیزه، انسانها بانشاط، روابط صمیمی، دلها نزدیک، کودکان شاد...

بهار طبیعت که می آید چقدر تازگی و سرزندگی و تحول و اعجاز با خود می آورد، حال اگر حضرت بهار طلوع کند چه خواهد کرد با زمین و زمان و آدمیان؟

او که خود «ربیع الأنام» است؛ - بهار آدمیان و جهانیان -  چه ها خواهد کرد با جانها؟ بهار طبیعت که ذره ای از تجلیات معمول و سالیانه ی الهی است این همه شگفتی و حیات بخشی و امید با خود می آورد، او که مظهر تامِّ نام مقدس «مقلب القلوب» و «محول الحول و الاحوال» است چه می آورد برایمان؟

زمان که با رسیدن زمین به جایگاه نخستینش حول خورشید، تحویل و تجدید می شود با طلوع شمس الشموس عالم هستی و قرار گرفتن آفتاب پشت ابر، بر جایگاه حقیقی اش چه گونه تحویل خواهد شد؟ با آمدن او که صاحبِ زمان است و زمان و جهان، تحت ولایت و امر او هستند...

سلام بر تو ای حضرت بهار (عج)، سلام بر تو که بهار حقیقی انسان و جهان هستی، به راستی اگر بهار طبیعت، صاحب این همه زیبایی و آراستگیِ چشم نواز است بهار حقیقی که تنها با آمدن یک گل،  شکوفا می شود چه سان خواهد بود؟!

***

حکایت غریبی است که برای آمدن بهار طبیعت این همه تکاپو و پاکیزگی و آمادگی موج می زند و برای آمدن حضرت بهار...

مرا ببخش و با شعاعی از لطف و مهربانی ات، وجود تارم را پاک و آماده ی ظهورت ساز.

 

مهدی عسگری

3شنبه 3فروردین -1395        

 





شهروندان دنیای مجازی

 

 آثار زندگی در دنیای مجازی 

بخش اول

 

ما اینک خواه ناخواه شهروندان دنیای مجازی هستیم یا در حال تبدیل شدن به چنین گونه ی بشری مدرنی هستیم، دنیایی بدون حد و مرز؛ فضایی که به مرزهای جغرافیایی، سیاسی، اخلاقی و... تن نمی دهد، سرشار از تنوع و گستردگی بی پایان است، در بستر کامپیوتر و لپ تاپ و تبلت و گوشی های هوشمند، همواره همراه ماست؛ در خانه و اداره و کوچه و حتی در رختخواب و میهمانی و جلسات و در حین رانندگی و...

دنیایی که مرزهای زمانی را هم برنمی تابد شب و روز ندارد ساعت خاموشی و استراحت و ایام تعطیل ندارد، زمان را به شدت متراکم و درعین حال شتابناک کرده است همانطور که بعد مکان و جغرافیا را کاملا فشرده و پیوسته نموده است. همانطور که حریم شخصی و خانوادگی را در هم نوردیده است... هیچ کس تنها نیست!

ما دل خوش به لایک هایی شده ایم که نمی دانیم از جانب چه کسانی و با چه نگاه و نیتی است، دل خوش شده ایم به تعداد فالوورهایی که بیشتر شبیه یک کمیت هستند، بازی اعداد... دل خوش به روابط با آدم های بسیار دور که ما را از آدم های بسیار نزدیک مان، دور کرده است، دلخوش به روابطی مجازی، که روابط واقعی ما را تحت الشعاع قرار داده است، دل خوش به سوپرگروه هایی که پر از بحث های بی فرجام و کم فایده است، ما در پی کسب آرامش از فضایی ناآرام، ناپیدا و مبهم هستیم، ما شهروندان دلخوش دنیای مجازی هستیم!

ما اینک اهل هرکجا که باشیم فرقی نمی کند کدام کشور یا شهر و منطقه، اهالی شبکه های مجازی هستیم که چون تورهایی پیچاپیچ و در هم تنیده، فکر و ذهن و عواطف و فرصت ها و روابط ما را در بر گرفته است ما تابع تابعیت دوگانه ی دنیای واقعی و مجازی هستیم بی آن که به لوازم و پیامدها و اثرات آن اشراف داشته باشیم.

شایسته است قدری درنگ کنیم و بر نحوه حضورمان و اثرگذاری و اثرپذیری مان در فضای مجازی تأمل کنیم و بر سبک زندگی ناشی از داد و ستد و تنفس در شبکه های مجازی و فرصت های فراوانی که از عمر گرانقیمت و بی بازگشتمان در تورهای اجتماعی جامعه دیجیتالی می گذرانیم بیندیشیم.

 

ادامه دارد ان شاء الله...

مهدی عسگری

 

 

 





انقلاب اسلامی در مسیر تکامل 1

 

انقلابی گری با شعارها و آرمانهایی همراه است اما انقلابی بودن نسبتی با شعارزدگی و جوزدگی ندارد،
شعارها و آرمان ها _ که به عنوان تابلو و چشم انداز حرکت انقلاب، لازم و روشنگر هستند  _ جز با برنامه ریزی، حرکت منسجم جمعی و تلاش مستمر و آگاهانه محقق نمی شوند.

انقلاب اسلامی در مرحله اول رژیم مستبد طاغوت را درهم شکست و پایه های یک نظام اسلامی را طراحی کرد و روند حرکت تاریخی بشر از اتوبان یکسویه لیبرالیسم را با چالش جدی مواجه ساخت و در عرصه بین المللی تاثیر شگرف و غیرقابل انکاری در منطقه و کشورهای مسلمان و مستضعفین عالم داشت. امروز نمونه های واضخ آن از عراق و بحرین و لبنان و سوریه و یمن گرفته تا نیجریه و عربستان قابل مشاهده است؛ اگر حکومت قبیله سالار سعودی از شیعیان درحال بیداری، چونان آتش زیر خاکستری نمی هراسید چه دلیلی برای اعدام شیخ نمر داشت؟!

درعین حال، انقلاب اسلامی برای تکمیل و تحقق آرمانهایش هنوز مراحل دیگر و راه زیادی در پیش دارد و نمی تواند متوقف شود. ما در عرصه علمی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نیاز به انقلاب یعنی تغییر اساسی و بنیادین و بازسازی و مهندسی مجدد داریم.

انقلاب اسلامی در عرصه سیاسی، هنوز هم طاغوت هایی در پیش دارد که برای پیشرفت باید این موانع را از سر راه بردارد.

 تقوای فردی و جمعی را جایگزین طغوا و اغواگری و اباحی مسلکی نماید، بنیان سیاست مرسوم زمانه را که بر پایه قدرت طلبی، نفسانیت و نگاه لیبرال و منفعت طلبانه به قدرت و حکومت، بنا شده است را بشکند و تقوای سیاسی، بصیرت و عقلانیت را جایگزین سازد.

انقلابی که نظام شاهنشاهی را فروریخت با رسم اشرافیت و نفسانیت سالاری و قبیله گرایی سازگار نیست، انقلاب اسلامی متوقف نمی شود و حرکتی مستمر و پویا است و تا تحقق دولت حق، مراحل زیادی در پیش دارد...

 

کانال رویش در تلگرام: rouyesh1@

بهمن 94





چه نکوتر آن که مرغی ز قفس رهیده باشد!

 

چه نکوتر آن که مرغی ز قفس رهیده باشد!

به پاس شهادت طلبه مدافع حرم، «شهید علی تمام زاده»

 

آرام بود در ظاهر و از درون سرشار از جوش و خروش، انگیزه ای ناتمام داشت «شهید علی تمام زاده» و تا اتمام راه وصال، تا «عندربهم» یکسره از پای ننشست و رفت و رفت تا جام وصال را سرکشید و به آسمان سرخگون شهادت پرکشید.

هر کجا «حزب الله» بود حضور داشت، هرکجا اسلام و انقلاب نیاز داشت از کرج تا تهران تا دمشق؛ گاهی «شیخ علی» و گاهی «ابوهادی»... از حدود 18 سال پیش که می شناختمش و نوجوانی در شرف طلبه شدن بود، شور و اشتیاق انقلابی و ولایت مداری در وجودش موج می زد و این جوشش انقلابی هیچگاه در طول این ایام تمام نشد و فروکش نکرد تا در آغوش معشوق آرام گرفت، گوارای وجود؛ هنیئا لک، اللهم ارزقنا.

«اخلاص» یکی از ویژگی های بارزش بود؛ بی رنگ و بی ادعا، اما با جسارت و شجاعت، در هر صحنه ای که لازم بود، حضوری مؤثر داشت و فریادی بود علیه بی عدالتی و اشرافیت و اسلام آمریکایی.

او رفت و ما ماندیم، سالها پیش با هم همنشین بودیم در بزنگاه ها... و چه بحث و جدل های شیرین و خاطره انگیزی داشتیم در جمعی از «طلاب و دانشجویان کرج»، اکنون او رفته است و ما جمعی هستیم پراکنده... یکی در اوج آسمان و دیگری در کوره راه های بن بست زمینی، بهتر بگویم او مانده و ما جامانده در میانه راهی ناتمام، در حیرت این دنیای وانفسا... اکنون او مدال خوش رنگ شهادت به گردن آویخته؛ تا دیار یار پرکشیده و در جوار وجه پروردگارش ماندگار شده است، آری او مانده است و ما...

او به حیات جاوید رسید، به مقام «أحیاء عند ربهم یرزقون»،شهید تمام زاده برای ما هیچگاه تمام نمی شود او اکنون فریادی است برای گسیختن تیرگی غفلت و ظلمت و ضلالت. او برای ما یادآور یک آرزوی آسمانی و یک غبطه و بغض گلوگیر است، روشنایی است بیدار کننده در ظلمات آخرالزمان، ما اگر باشیم و جمع باشیم، او هماره هست هر کجا که «حزب الله» باشد هرکجا که اهالی ولایت مداری و جبهه حق باشند او نیز هست درست شبیه سایر شهدا.

و چه عنوان با شکوهی است: مدافع حرم، طلبه شهید، شیخ علی تمام زاده...

 

مهدی عسگری

 

 18 آبان

94





بهاریه 94

 

به حساب تقویم که باشد بهار آمده است، همین چند روز پیش، نرم و آرام...

یعنی زمین یک دور دیگر طواف خود را به دور خورشید یا بهتر بگویم به دور منبع نور و روشنایی و انرژی تمام کرد و با رقم زدن یک سال دیگر، به نقطه اعتدال بهاری رسید. 

و این یعنی هرکس که طوافش را به دور خورشیدش کامل کند به عید اعتدال خواهد رسید و مرحله ای از تعادل و تعالی را تجربه خواهد کرد، این اعتدال نقطه شروعی جدید، از چشم اندازی تازه و سطحی بالاتر است، نه تکرار گردش پیشین، چرا که در ارتفاع تازه ای و با نگاه بازتری اتفاق می افتد.

عمر زمین با حرکت و چرخش به سوی قبله ی نورانیت رقم می خورد و با مقیاس روز و ماه و سال سنجیده می شود، حرکت اوست که زمان وجودش را رقم می زند آن هم حرکتی گرداگرد محوری مشخص.

بهار من را و عمر و سال و زمان من را کدامین طواف و کدامین حرکت و جوش و خروش رقم خواهد زد؟ به دور کدامین خورشید؟ گرداگرد کدام منبع نورانیت و حیات و سعادت؟ پروانه سان تا عید تعادل و تعالی...   

 

4فروردین94





آی مهربان!


آی مهربان ترین!

باران هم دیگر به ما سر نمی زند

گویی کمتر بهانه ای برای باریدن پیدا می کند

آسمان به جای باران بر صورت مان خاک می پاشد

نفس های مان به سختی بالا می آید

از وقتی اسیر ابرشهرهای پر شور و شر شده ایم،

ابرهای رحمت ما را فراموش کرده اند

برف که دیگر تبدیل به یک خاطره شده است

گویی زمین را لایق سپیدپوشی نمی یابد

گویی رابطه ی زمین و زمان رو به سردی و دوری گذاشته است

زمان، زمستان و زمین حیران و سرگردان!

زمان زودتر از همیشه می گذرد

گویی او نیز در انتظار صاحب خویش است

گاهی حساب روز ها که هیچ، حساب سالها هم از دستمان خارج می شود!

حال آسمان از شرایط اضطراب رو به اضطرار است؛

گویی اهالی زمین و زمان و آسمان، همه چشم در راهند

گردی از انتهای افق برخاسته است

گویی سواری در راه است...

×××

نه توانی مانده است بی تو

نه خود را ساخته ام برای تو

حال که پای در رکاب ظهور نهاده ای

چشمان نگرانم و قلب ویرانم را دریاب

پاسخی به وجود سراسر خواهشم...

خود چاره ی بی چاره گی ام باش

ای و یکشف السوء اضطرارها...

 

21بهمن 93





   1   2   3      >

آخرین مطالب وبلاگ



ویرایش قالب توسط قافله شهداء